تاریک روشنایی
-
آسمانهای سیاه فلزی
شامگاهان کلاغهای گشنه و دیوانه
چلیپاوار در طوفانهای سرخ به صدا درمی‌آیند
بر پارکها، اندوهناک و زردنبو.
در ابرها شاهینی می‌افسرَد تا جان بسپارد؛
و پیشاروی دشنامهای شیطان
درون حلقه‌ای می‌چرخند و پایین
می‌آیند بیش از هفت بار.
در گندیده‌زارِ دلچسب و بیات
با نوکهایشان پرهیاهو بر علفزار می‌زنند.
خانه‌ها با شباهتهایی گنگ هراسناک‌اند؛
روشناییِ تماشاخانه
کلیساها، پلها، و بیمارستانها را
تاریک‌روشنایی نکبتبار در بر گرفته است.
کتانهای خون‌آلود را خیزاب
بر آبراهه‌ها می‌رانَد.