درگاه مقالات /سواد رسانه دافع بد اخلاقی رسانه ای وهرزنامه های مجازی/درج حسین سعیدی


«سواد رسانه‌ای» دافع هرز‌نامه‌های مجازی

در بحث هرزه‌نگاری در فضای مجازی چهار مفهوم باید روشن شود، تعمد، غفلت، تخلف و جرم در حوزه هرزه‌نگاری در فضای مجازی.

هر گونه بداخلاقی تا هرزه‌نگاری که به فرد و جامعه لطمه می‌زند و نوعی از فساد را گسترش دهد که مخل قانون و مقررات نوشته شده یا نانوشته شده در جامعه باشد، نوعی جرم است که می‌تواند در صورت غفلت به معنای این که فرد مالک سایت یا صفحه اینترنتی یا مدیر یک شبکه اجتماعی، خود عامدا به عمل نشر موارد فوق اقدام نکند، ولی افراد دیگری به هر شکلی که ممکن است به آن صفحه یا شبکه وارد شوند و موارد مزبور را منتشر کنند، به معنای تخلف تلقی می‌شود که معنا و شیوه برخورد با آن می‌تواند کاملا با جرم متفاوت باشد. این مساله در حوزه‌های مختلف می‌تواند از یک بد‌اخلاقی ساده، تهمت، تا نشر هرزه‌نگاری‌های مختلف متفاوت باشد. بنابراین، اگر چه غفلت در اینجا معنا ندارد، اما می‌تواند به این معنا تفسیر شود که فرد دیگری وارد حوزه فضای مجازی تحت اختیار یک فرد دیگر شود و مطالبی درباره هرزه‌نگاری منتشر کند. این نیز خود یک اقدام مخالف عرف، قوانین، مقررات و آیین‌نامه‌های رسمی و مقررات نانوشته اجتماعی است. غرض از مقررات نانوشته اجتماعی، عمدتا اخلاقیات اجتماعی و چارچوب‌های فکری، اعتقادی و هویتی است که می‌تواند خود منشأ برخورد با بداخلاقی‌ها و هرزه‌نگاری‌ها باشد.

دلایل متعدد هرزه‌نگاری

نمی‌شود برای خلق هرزه‌نامه‌ها در فضای مجازی یک علت خاص معرفی کرد. از طراحی و توطئه‌گری در این زمینه می‌توان سخن گفت تا نوعی از حضور به هر شکل ممکن که برای تفریح، سرگرمی، بیکاری یا امثالهم باشد. البته هرزه‌نامه‌ها نیز می‌توانند به انواع گوناگون تقسیم شوند که می‌تواند از طیف وقت‌گذرانی تا شهوت‌گرایی باشد.

فضای مجازی همه افراد را به ارتباطگرانی تبدیل کرده است که در عین تولید پیام و خبر و مطلب خود نیز توزیع‌کننده آن می‌باشند. به عبارت دیگر نوعی از همگرایی رسانه‌ای در اینجا حاکم است که ارتباطگر خود یک تولید‌کننده و یک توزیع‌کننده است و این تولید و توزیع به معنای تولید اولیه توسط افراد نیست، می‌تواند یک تولید ثانویه باشد که فقط توزیع می‌شود. انتخاب مطالب و توزیع آنها نیز به دسترسی افراد به شبکه‌های مختلف، علاقه‌مندی آنان به مطالب، تامین احساس حضور در شبکه و اطلاع‌رسانی به دیگران درباره مشارکت در یک شبکه بستگی دارد.

معمولا نمی‌توان گفت این موارد همگی به شکل کورکورانه صورت می‌گیرند. اصولا جامعه ما جامعه‌ای است که وقتی فکر می‌کند به مطلب جدیدی دسترسی پیدا کرده است مایل است به دیگران نیز عرضه کند. این همان «بازنمایی شخصیتی» است که در جامعه به هر شکل ممکن در حال شکل‌گیری است. شاید این خود نوعی از «هویت‌یابی» جدید ارتباط‌گران در فضای مجازی است که احساس نیاز آنها به «بازنمایی خود» را تامین می‌کند.


لزوم طراحی قوانین سخت‌تر

بحث برخورد با چنین مواردی قطعا فقط با تشدید قوانین و برخورد سخت با تولید‌کنندگان یا توزیع‌کنندگان یا خوانندگان، تنها راه مناسب و مفید و موثر نیست‌. البته باید قوانین سخت‌تری در این زمینه طراحی کرد و قبل از آن جامعه را نسبت به وضع آنها توجیه کافی کرد‌. متاسفانه بسیاری از قوانین به‌خصوص در این زمینه به مثابه یک سانسور، یا امر ضد آزادی و... تفسیر می‌شود. یکی از دلایل مهم آن همان عدم فهم جامعه یا تفهیم جامعه نسبت به اصل مساله و چرایی وضع قانون برای آن است. اگر این مساله روشن شود، قطعا فهم جامعه نسبت به قوانین افزایش می‌یابد که خود در اجرای آنها تاثیر خواهد گذاشت. مهم «اخلاق‌سازی» و «تربیت‌سازی» افراد و خانواده‌ها در جامعه در این زمینه است. شاید این بحث از وضع قوانین و تشدید آنها مهم‌تر باشد.

بحث فرهنگسازی در همه زمینه‌های مربوط به بداخلاقی، ارتکاب منکر، هرزه‌نگاری، تولید و توزیع هرزه‌نگاری و امثالهم باید اولا به شکل منسجم و برنامه‌ریزی شده در میان همه سازمان‌های دولتی و غیر‌دولتی باشد و ثانیا، باید از طرف همه مردم به عنوان یک امر ملی و اجتماعی تلقی گردد که خانواده باید در آن نقش اساسی داشته باشد. بنابراین، در اینجا برنامه‌ریزی منسجم برخورد با این موارد از همه، چه دولتی و چه افراد و خانواده‌ها باید صورت گیرد. در این زمینه علاوه بر توجیه مداوم مردم از سطح خانواده تا مدارس، دانشگاه ها و حتی اجتماعات و خیابان‌ها باید آموزش‌های لازم در این زمینه به شکل برنامه‌ریزی شده و منسجم انجام گیرد. شاید مهم‌ترین مشکل در اینجا عدم فهم رسانه‌ها و کارکردهای آنها توسط مردم و حتی برخی سازمان‌های دولتی و غیر‌دولتی است که می‌توانند در این زمینه نقش داشته باشند. بنابراین، بحث «سواد رسانه‌ای» باید مورد توجه جدی قرار گیرد. سواد رسانه‌ای فقط به عنوان فهم محتوای رسانه‌ای نیست. مهم تر از آن فهم رسانه و جایگاه رسانه در انتقال پیام و چگونگی آن و فرآیند فهم آن توسط جامعه است. در نهایت باید نقش تاثیرگذاری همه محتوا و پیام‌ها اعم از خوب و بد را مورد توجه قرار داد.

دکتر حسن بشیر

.

درگاه  مقالات/چرا جوایز شعر وطنی عاقبت به خیر نمی شوند/شمس آقاجانی


شمس آقاجانی می‌گوید که جوایز ادبی دارای سیستمی مستقل از افراد نیستند و به همین خاطر اغلب‌شان دچار افت اعتبار می‌شوند؛ فریاد شیری معتقد است عامل اصلی متوقف شدن جوایز ادبی مستقل، مساله انتخاب داوران و رعایت نکردن عدالت است و محمد آزرم مشکل اصلی را نبود فرهنگ کار مستمر در کشور می‌داند.

هادی حسینی‌نژاد؛ خبرنگار فرهنگی آنا: شعر، از دیرباز تا کنون هنر اصلی ایرانیان و پارسی‌زبانان بوده است و در دوره معاصر نیز، نظر به ظهور جریان‌هایی که با نیما آغاز شد، پرتلاطم‌ترین گرایش هنری در کشورمان بوده است. اما چرا هیچ یک از جوایز شعر در طول این سال‌ها، نتوانسته‌اند به شانیت و اعتبار قابل قبول و ماندگار در بین اهالی شعر و نقد ادبی دست پیدا کنند؟

با نیم‌نگاهی به پیشینه فعالیت‌ جوایز شعر در دهه‌ها و دوره‌های متفاوت، درمی‌یابیم که استمرار نداشتن و توقف جوایز مختلف بنا به دلایل متعدد، مهمترین ضعف جوایز شعر وطنی بوده است؛ از جایزه فروغ (که البته تنها به شعر اختصاص نداشت) گرفته تا جایزه‌های نزدیک‌تر مانند جایزه شعر کارنامه. البته این وضعیت، تنها متوجه جوایز شعر نیست و جوایز داستانی مانند جایزه گلشیری را نیز شامل می‌شود اما این معضل، در حوزه شعر که پویاترین گرایش هنری در ایران نیز بوده، بیشتر رخ می‌نماید.

یکی دیگر از معضلاتی که عمده جوایز شعر در ایران دچارش بوده‌اند، معضل اعتبار و پذیرش عموم است. این مشکل، ‌خصوصا در باره جوایز کوچک متاخر، بیشتر به چشم آمده آنچنانکه برگزاری آن‌ها همواره با حواشی مختلف و نقدهای متعددی با محوریت اعتبار علمی، عدالت در انتخاب و گرایش‌های مورد نظر هیات داوران بوده است.

در ادامه با این سوال که: «چرا جوایز شعر وطنی عاقبت به خیر نمی‌شوند؟» با سه شاعر شناخته‌شده و فعال در دهه‌های اخیر هم‌کلام شدیم که در ادامه مشروح نظرات را خواهید خواند:

جایزه ادبی باید سیستمی اداره شوند، نه مبتنی بر افراد

شمس‌ آقاجانی،‌ شاعر و منتقد ادبی در گفت‌وگو با خبرنگار آنا پیرامون وضعیت جوایز شعر و به طور کلی جوایز ادبی در کشورمان گفت: «به نظر من مشکل اصلی این است که جوایز ما سامان‌مند نبوده و دارای سیستمی مستقل از افراد نیستند. به همین خاطر است که اغلب‌شان دچار اعمال سلیقه و افت اعتبار می‌شوند.»

وی ضمن بیان این مطلب که جوایز ادبی معتبر جهانی،‌ ارتباطی به دولت‌ها و رئیس‌جمهوری‌هایی که می‌آیند و می‌روند ندارند،‌ اظهار داشت: «اگر نگاهی به جایز شعر فجر بیندازیم، می‌بینیم که این جایزه در دولت‌های قبل جور دیگری اداره می‌شد و با تغییر دولت هم، با وجود تحولاتی که از سوی برگزار کنندگان پیگیری می‌شد، عملا نتایج مورد نظر به دست نیامد. در صورتی که اگر این جایزه منطبق بر یک سیستم درست و مشخص پیش می‌رفت، در حال حاضر در کار خود موفق‌تر بود.»

سراینده مجموعه شعر «گزارش ناگزیری» همچنین درباره جوایز خصوصی و مستقل گفت: «بخشی از مشکلات جوایز خصوصی، مشکلات مالی هستند که به نظر من اگر فرهنگ جوایز ادبی آنطور که باید در جامعه جابیفتد، جذب اسپانسر برای جوایز مشکلی حل شدنی است. اما از آنجا که این امر محقق نشده، عمده جوایز در دوره بقای خود، مبتنی بر احساس مسئولیت و تعهدات شخصی پیش رفته‌اند؛ نه مبتنی بر یک ساز و کار مدون و مشخص.»

وی ادامه داد: «معمولا جوایز شعر در ایران فاقد یک سیستم مدون برای برگزاری و انتخاب آثار برگزیده بوده‌اند و به همین خاطر اعتبار آن‌ها همواره مخدوش بوده است. به نظر من اینکه داوران یک جایزه چه کسانی باشند، به اندازه وجود یک ساز و کار مشخص و قواعد درست و ثابت مهم نیست.»

آقاجانی خاطر نشان کرد: «نبود ساز و کارهای ثابت و مشخص باعث می‌شود حتی برخی از آثار در مرحله اول انتخاب نیز توسط داوران معرفی نشوند و وقتی می‌بینیم برخی از مجموعه شعرهای قابل تامل و قوی، در بخش انتخاب اولیه حذف شده و یا اصلا نادیده مانده‌اند، طبیعی است که به اعتبار و صلاحیت آن جایزه تردید کنیم.»

شاعر مجموعه شعر «راوی دوم شخص» افزود: «در چنین شرایطی، جوایز ادبی و خصوصا جوایز شعر در کشورما، به شدت نسبی برگزار می‌شوند و حداکثر موفقیت‌شان از 20 درصد حد مورد انتظار، فراتر نمی‌رود. بنابراین هر کدام‌شان حکم تیری را دارند در تاریکی و چندان نمی‌شود انتظار به هدف نشستن از آن‌ها داشت.»

داوران جناح‌نگر، عامل اصلی تعطیلی جوایز مستقل‌اند


فریاد شیری، شاعر و منتقد ادبی جناحی شدن جوایز ادبی، خصوصا جوایز شعر را یکی از مهمترین عوامل ناکارآمدی آن‌ها می‌داند. وی در این‌باره به خبرنگار فرهنگی آنا گفت: «یکی از دلایلی که جوایز ادبی، نتوانسته‌اند آنطور که باید و شاید دوام بیاورند و بازده خوبی از عملکرد خود در مجامع ادبی به‌جا بگذارند، گرایش و جانب‌داری از طیف‌های خاص از ادبیات بوده است؛ جوایز دولتی به گونه‌ای و جوایز خصوصی به گونه‌ای دیگر!»

وی با اشاره به مشکلات مالی جوایز کوچک خصوصی، اظهار داشت: «بسیاری از گردانندگان جوایز مستقل با مشکلات و فشارهای مالی دست و پنجه نرم می‌کنند و فشارها باعث می‌شود برخی از جوایز در میانه راه فعالیت خود را قطع کنند. اما به نظر من مساله مهم دیگری که جوایز ادبی را در کشور ما تهدید می‌کند، نبود نگاه جامع و کلان به کلیت طیف‌ها و جریان‌های ادبی و شعر توسط جوایز است.»

شاعر مجموعه «و تن فروشی نیست» توضیح داد : «مهم است که گردانندگان و داوران جوایز ادبی از چه طیفی انتخاب شده باشند، زیرا اگر تمام جریان‌های ادبی در بین آنان نمایندگانی نداشته باشند،‌ طبیعی است که نتیجه نهایی به سمت طیف و گرایشی خاص سوق پیدا خواهد کرد. این وضعیت، در بین شاعران ایجاد بی‌اعتمادی و بدبینی می‌کند و قطعا از اعتبار جایزه کم خواهد کرد.»

وی ضمن بیان این مطلب که داوران هستند که به یک جایزه اعتبار می‌دهند، گفت: «به نظر من عامل اصلی متوقف شدن جوایز ادبی مستقل، همین مساله انتخاب داوران و رعایت نکردن عدالت و شرایط مساوی برای جریان‌های شعری و ادبی مختلف از سوی آنان بوده است.»

فرهنگ فعالیت مستمر در ایرانیان نیست

محمد آزرم که او نیز یکی از شاعران و منتقدان فعال و شناخته شده است، معتقد است استمرار نداشتن جوایز ادبی، بزرگترین نقدی است که باید به آن‌ها روا داشت. وی در توضیح این نظر به خبرنگار آنا گفت: «من فکر می‌کنم اصولا فرهنگ استمرار و تداوم در بین ما ایرانیان وجود ندارد و ذهن و روح ایرانی،‌ نمی‌تواند یک جریان یا یک فعالیت را در دراز مدت مدیریت و دنبال کند.»

وی با طرح یک سوال افزود: «چرا با وجود جایگاه شعر در ایران، یک مجله 100 ساله تخصصی در حوزه شعر نداشته‌ایم؟ آن وقت چرا کشورهای دیگر، مثلا کشور آمریکا که 200 سال هم قدمت فرهنگی ندارد نشریات ادبی با پیشینه بالای 100 سال دارند؟»

سراینده مجموعه شعر «هوم» ادامه داد: «یا چرا مثلا قدیمی‌ترین روزنامه مدرن در ایران که روزنامه اطلاعات است، از بدو تاسیس تا کنون حتی یک ستون ثابت شعر را در ساختار صفحات خود حفظ نکرده که امروز بگوییم این ستون، 90 سال قدمت دارد؟»

آزرم خاطر نشان کرد: «جوایز ادبی نیز چنین وضعیتی در کشورمان دارند. 4 نفر دور هم جمع می‌شوند و حول محور اهداف و تفکرات خود جایزه‌ای را راه‌اندازی می‌کنند اما چند سال بعد، بنا به دلایل مختلف آن را رها می‌کنند!»

وی با بیان این مطلب که جوایز،‌اعتبارشان را از موسسان و داوران و متد‌های داوری خود می‌گیرند، افزود: «البته طبیعی است که ایرادات دیگری نیز به اکثر جوایز مستقل ادبی وارد است و اعتبار آن‌ها را زیر سوال می‌برد. به هر تقدیر جایزه‌ای که در آن اصول برگزاری و انتخاب حرفه‌ای و درست لحاظ نشود، دچار سلیقه‌محوری می‌شود.»

این شاعر و منتقد ادبی در پایان تاکید کرد: «مشکلات دیگری از جمله مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیز در تعطیلی جوایز ادبی نقش دارند اما همچنان معتقدم مشکل اصلی،‌ نبود فرهنگ کار مستمر در کشورماست که از آغاز، پایه‌های هر فعالیت گروهی را سست می‌کند.»

درگاه شعر ملل/لویی آراگون/درج حسین سعیدی

شعری از لویی آراگون
-
چشمان‌ تو چنان‌ ژرف‌ است‌ كه‌ چون‌ خم‌ مي‌شوم‌ از آن‌ بنوشم‌
همه‌ي‌ خورشيدها را مي‌بينم‌ كه‌ آمده‌اند خود را در آن‌ بنگرند
همه‌ي‌ نوميدان‌ جهان‌ خود را در چشمان‌ تو مي‌افكنند تا بميرند...
چشمان‌ تو چنان‌ ژرف‌ است‌ كه‌ من‌ در آن‌، حافظه‌ي‌ خود را ازدست‌ مي‌دهم‌.
اين‌ اقيانوس‌ در سايه‌ي‌ پرندگان‌، ناآرام‌ است‌
سپس‌ ناگهان‌ هواي‌ دلپذير برمي‌آيد و چشمان‌ تو ديگرگون‌مي‌شود
تابستان‌، ابر را به‌ اندازه‌ي‌ پيشبند فرشتگان‌ بُرش‌ مي‌دهد
آسمان‌، هرگز، چون‌ بر فراز گندم زارها، چنين‌ آبي‌ نيست‌.
بادها بيهوده‌ غم‌هاي‌ آسمان‌ را مي‌رانند
چشمان‌ تو هنگامي‌ كه‌ اشك‌ در آن‌ مي‌درخشد، روشن‌تر است‌
چشمان‌ تو، رشك‌ آسمان‌ پس‌ از باران‌ است‌
شيشه‌، هرگز، چون‌ در آنجا كه‌ شكسته‌ است‌، چنين‌ آبي‌ نيست‌.
يك‌ دهان‌ براي‌ بهار واژگان‌ كافي‌ است‌
براي‌ همه‌ي‌ سرودها و افسوس‌ها
اما آسمان‌ براي‌ ميليونها ستاره‌، كوچك‌ است‌
از اين‌ رو به‌ پهنه‌ي‌ چشمان‌ تو و رازهاي‌ دوگانه‌ي‌ آن‌ نيازمندند.
آيا چشمان‌ تو در اين‌ پهنه‌ي‌ بنفش‌ روشن‌
كه‌ حشرات‌، عشق‌هاي‌ خشن‌ خود را تباه‌ مي‌كنند، در خود آذرخش‌هايي‌ نهان‌ مي‌دارد؟
من‌ در تور رگباري‌ از شهاب‌ها گرفتار آمده‌ام‌
همچون‌ دريانوردي‌ كه‌ در ماه‌ تمام‌ اوت‌، در دريا مي‌ميرد.
چنين‌ رخ‌ داد كه‌ در شامگاهي‌ زيبا، جهان‌ در هم‌ شكست‌
بر فراز صخره‌هايي‌ كه‌ ويرانگران‌ كشتي‌ها به‌ آتش‌ كشيده‌ بودند
و من‌ خود به‌ چشم‌ خويش‌ ديدم‌ كه‌ بر فراز دريا مي‌درخشيد
چشمان‌ السا، چشمان‌ السا، چشمان‌ السا.
-
ترجمه از نیاز یعقوب شاهی
-

درگاه معرفی کتاب /ناشران شهرستان دررقابت با تهران/حسین سعیدی

 

انتشار 244 کتاب ادبی در یک هفته/ ناشران شهرستان در رقابت تنگاتنگ با تهرانی‌ها

از شانزدهم تا بیست و دوم دی ماه، 244 کتاب ادبی منتشر شد. این در حالی است که همچنان شمار انتشار کتاب از سوی ناشران شهرستان قابل توجه و با ناشران تهران در رقابت نزدیک است.
در هفته سوم دی‌ماه 244 عنوان کتاب ادبی منتشر شد. 133 کتاب چاپ اولی و 111 کتاب تجدید چاپ بود. 195 کتاب تألیفی و 49 کتاب ترجمه از متون خارجی محسوب می‌شد. 137 کتاب در تهران انتشار یافت و 107 کتاب از سوی ناشران شهرستان بر پیشخان کتاب‌فروشی‌ها نشست. 98 عنوان از این تعداد در حوزه کودک و نوجوان به چاپ رسید و 9 کتاب کمک آموزشی و کمک درسی نیز به بازار آمد.
 
پژوهش و نقد ادبی
در هفته گذشته کتاب «درس‌هایی درباره داستان‌نویسی» نوشته لئونارد بیشاب ترجمه محسن سلیمانی از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ ششم رسید.
 
داستان خارجی
«چشمان تمساح» ادوارد ماچادو با برگردان دلارا نوشین از سوی نشر قطره به چاپ رسید. «تراموایی به نام هوس» اثر تنسی ویلیامز ترجمه آزار بارسقیان از سوی نشر میلکان به دست ادب دوستان رسید. متن دو زبانه «جاناتان مرغ دریایی» ریچاد باخ با برگردان فاطمه محمدنژاد در نشر پل چاپ دومی شد.
 
«خلا موقت» جی.کی. رولینگ با برگردان ویدا اسلامیه در انتشارات کتابسرای تندیس برای سومین بار زیر چاپ رفت. «فرهنگ فشرده لغات چینی به انگلیسی برای عشاق» نوشته گوئو شیائولو با ترجمه ریحانه وادی‌دار از سوی انتشارات ققنوس به بازار آمد. «به خاطر عشق» آلکساندر دوما با برگردان مهرداد انتظاری از سوی انتشارات آراسپ به دست ادب دوستان رسید و «قدیس فرودستان» کریستین بوبن به قلم فرزانه مهری در نشر ثالث تجدید چاپ شد. «قاتلی به پاکی برف»، «انسان شادکام» و «بخش گمشده» همین نویسنده به قلم همین مترجم در نشر ثالث به چاپ سوم رسید.
 
«خاطراتی از آنتوان چخوف» اثر ماکسیم گورکی با برگردان کاظم آل‌یاسین در انتشاراتی با همین نام انتشار یافت. «دکتر ژیواگو» لوئی پاسترناک با ترجمه علی‌اصغر خبره‌زاده در مؤسسه انتشارات شباهنگ به چاپ دوم رسید. «سینوهه» میکا والتاری با ترجمه ذبیح‌الله منصوری در انتشارات زرین برای شصت و ششمین بار زیر چاپ رفت.
 
شعر فارسی
در هفته گذشته دیوان شهریار تجدید چاپ شد. «یاد بعضی نفرات» زنده‌یاد سیمین بهبهانی در مؤسسه انتشارات نگاه به چاپ سوم رسید. «شین» جلیل صفربیگی با مقدمه یوسفعلی میرشکاک از سوی انتشارات سپید باوران به چاپ دوم رسید. «او نویسی» این شاعر نیز در همین انتشارات به چاپ چهارم رسید. «باد خاطره‌ها را نمی‌برد» یاسر احمدوند در انتشارات فصل پنجم منتشر شد.
 
«سه دفتر» فریدون مشیری در نشر چشمه برای نهمین بار زیر چاپ رفت. «چغور بغور» مجموعه طنز امید مهدی‌نژاد در نشر سپیدباوران به چاپ دوم رسید. «دکتر بازی» اسماعیل امینی از سوی همین انتشارات به چاپ دوم رسید. «گاوصندوق بر پشت مورچه کارگر» جلیل صفربیگی در انتشارات سپید باوران که در هفته گذشته بیشتر از دیگر ناشران تخصصی شعر فعال بود برای چهارمین بار انتشار یافت. در همین انتشارات «شمشیر و جغرافیا» محمدکاظم کاظمی به چاپ دوم رسید. «نگاه کن»(نگارینه‌هایی از اشعار احمد شاملو) در نشر پیکره چاپ شد.
 
«همواره عشق» علیرضا بدیع با مقدمه محمدعلی بهمنی در انتشارات سپید باوران به چاپ سوم رسید.  
 
نمایشنامه
در هفته‌ای که گذشت کتاب «وقتی دنیا سبز بود»(حکایت یک سرآشپز) اثر سام شپارد و جوزف چایکین با برگردان پگاه خضرفرد یارداد از سوی نشر نیلا به چاپ دوم رسید. «کبوتری نهان» محمد چرمشیر در انتشارات نیلا چاپ پنجمی شد.